يكي ازموضوعات مهم، روش دستور دادن به كودك است به طوري كه كودك آن رابه خوبي درك كرده و اجرا كند.
دستورهايي كه معمولاً موثر واقع نميشوند داراي يكي از خصوصيات زير هستند:
دستورهاي زنجيرهاي: دستورهايي هستند كه پشت سرهم به كودك داده ميشود و وي توانايي به خاطر سپردن تمام آنها راندارد. بنابراين برخي از آنها را فراموش كرده و انجام نميدهد.
مانند لباست را بپوش، دندانهايت را مسواك بزن، موهايت را شانه كن. بعد بيا صبحانه بخور.
بهتر است دستورها را به بخشهاي كوچكتر تقسيم كرده و هركدام را به تنهايي ازكودك درخواست كرد.
دستورهاي مبهم: دستورهايي هستند كه براي كودك واضح و روشن نيستند وبه خوبي نميتوانند منظور گوينده را منتقل كنند. به عنوان مثال هنگامي كه ما انتظار داريم، بچهها بدون درگيري و خشونت با هم بازي كنند ودعوا نكنند ولي فقط به آنها بگوييم: «بچههاي خوبي باشيد.»
كودك ممكنم است نداند از او چه خواسته شده است و بايد چه كار كند كه ازنظر والدين بچه خوبي باشد؟ اين دستورها مبهم ميباشند. بنابراين بهتر است به صورت مشخص و اختصاصي به آنها بگوييم:«با اسباببازيهايتان با هم و به آرامي بازي كنيد.»